تبليغاتX
نیلوفران آبی - بازم خنده بازار

نیلوفران آبی

نیلوفران آبی چشم انتظارآبند. (طنز.شوخی.خنده)

يك پسر در حمام...

1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ? لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق.
2ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم.
3ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ? فيگور راست? نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره? (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه.
4ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز? آبي? بنفش..
5 ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره.
6ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون.
7ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره.
8 ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا !
9ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ?كر كر ميخنده .
10ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده? آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش.
11ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش.
12ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه)
13ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق.
14ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و 2 دقيقه اي لباس مي پوشه





+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 23:29  توسط یه هموطن (فدای شما)  |